نمایش نوار ابزار

حقوق زنان از نگاه سردار مریم

یکشنبه 14 فوریه 2016

حقوق زن و ضرورت رفع تبعیض علیه زنان از نگاه سردار مریم

فرامرز شیروانی و مینا شیروانی

سردار مریم یکی از کم نظیرترین زنان تاریخ ایران و خواهر سردار اسعد حامی بزرگ جنبش مشروطه خواهی، زنی است که ده ها سال جلوتر از زمان خودش سیر می کرد و در اندیشه احقاق حقوق زنان ایرانی و رهایی زنان بختیاری از وضع فلاکت بار زندگی بود.

بی بی مریم – که از پیشگامان خاطره نویسی زنان در تاریخ معاصر ایران نیز به شمار می رود – در سرتاسر خاطرات خود تأسف می خورد که چرا زن ایرانی و خصوصاً زن بختیاری، علم و آگاهی نسبت به حقوق خود ندارد و به خاطر عدم احقاق حقوق زنان در جامعه تاسف می خورد. این زن آزاده، علاوه بر پیگیری مطالبات زنان در سطح ملی، در سطح استانی و منطقه ای (استانهای واقع در منطقه بختیاری) نیز به طرح و پیگیری مطالبات زنان می پردازد و آرزو می کند روزی برسد که بتواند «قانون بختیاری» را بنویسد و در آن حقوق زنان ایرانی و بختیاری را همانند حقوق زنان اروپایی و آمریکایی (جهان اول) محقق سازد.

شاید اگر در گفتار عمیق و صریح و ساده ی این زن فرهیخته بختیاری مداقه کنیم، دغدغه های وی به نوعی ما را به یاد وضعیت زنان قبل از رنسانس در اروپا بیاندازد. او از زمینه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که موجب تبعیض علیه زنان می شود، انتقاد می کند. دغدغه های بی‌‌بی مریم درخصوص حقوق زن و تبعیض علیه زنان، هنوز هم دغدغه بسیاری از انسانها در منطقه بختیاری و حرف نگفتهٔ بسیاری از زنان است.

سردار مریم از حق ارث زن، حق اثبات اسناد و املاک از سوی زنان و حق طلاق زن دفاع می کند و محرومیت زنان از حق ارث، حق ثبت املاک و اسناد و حق طلاق را زمینه ساز به ظلم زنان می داند. وی در خاطرات خود با اشاره به یکی از مصادیق محروم شدن زنان از ارث، می نویسد: «برادر سومش امیرقلی خان سه دختر داشت اما تمام دولت (ثروت) اش به بردارهایش رسید. یک جزیی پولی به دخترهایش دادند، چونکه در بختیاری این قانون را دارند. امیدوارم از این به بعد در سایه تمدن این قانون بد را بردارند، ارث به دختر نمی دهند».

وی از حق زنان برای انتخاب آگاهانه و آزادانه شریک زندگی خود دفاع می کند و از نبود آشنایی بین دختر و پسر پیش از ازدواج، ابراز تأسف می کند و می نویسد: «بدبختی ما ایرانی ها به خصوص بختیاری ها این است که دختر و پسر همدیگر را ندیده و طبیعت هم را نیازموده، پدر و مادر آنها را زن و شوهر می کنند. آنوقت عاقبت این نوع می شود. آنوقت هم که زن و شوهر با هم موافق نمی شوند، باید طلاق هم نگیرند، با این جور زندگانی به سر ببرند، در حقیقت لعنت به این قانون غیر قانون».

 

سردار مریم که همواره بر حق زنان در انتخاب شریک زندگی خود تأکید می کند، از سوی دیگر از زنان ایرانی می خواهد که در مسیر اعمال این حق، چشمان را بگشایند و به جای معیارهای ظاهری و احساسی، معیارهای عقلی و منطقی را مورد توجه قرار دهند. وی می نویسد: «ای خانم هایی که این کتاب سیه بختی مرا مطالعه می کنید مبادا گول مال، دولت و جوانی کسی را بخورید و شوهر بکنید. هر قدر فقیر و زشت باشد اما پیکر او آراسته به صفات خوب باشد، عالم، دانا، با شرافت باشد، آن مرد زندگانی است.».

سردار مریم از بی توجهی خانواده ها به خواست دختران ایرانی در انتخاب شریک زندگی شان، انتقاد می کند و با اشاره به رنج دختران و زنان از ازدواج های اجباری در جامعه بختیاری بویژه ازدواج خودش، این پرسش را مطرح می کند که چرا چنین است که: «دختر پانزده ساله را بدهند به یک مرد چهل ساله که دارای دو زن، پنج شش نفر اولاد است».

بی بی مریم به «شکل گیری سیکل معیوب در تضییع حق زن و تبعیض علیه زنان» اشاره می کند و محرومیت زنان از حقوق اقتصادی نظیر ارث را زمینه ساز محرومیت زنان در حوزه های دیگر می داند. وی با اشاره به سرگذشت خود به عنوان زنی که اجازه نمی یابد حتی برای ازدواجش تصمیم بگیرد، از چگونگی تن دادن به ازدواج دومش می نویسد: «چونکه قانون وحشیگری ما ارث به دختر نمی دهد، من اگر شوهر نمی کردم بایست در خانه های بردارهایم زندگی کنم، غرور من هم به نوعی بود که به این ترتیب اطلاعت نمی نمودم، بلکه خود را از همه آنها بزرگتر می دانستم، زیردستی نمی توانستم بکنم. خداوند را شاهد می طلبم اگر به قدری مخارج که به قانون یک نفر محترم زاده زندگانی بکردم، بردارهایم از ارث پدر بمن بدادند، تمامت عمر اختیار شوهر نمی کردم، چونکه از خودم اطمینان داشتم که هوای نفس در سرم نبود، اگر من ارث پدر داشتم طبیعی من قبول نمی کردم که آزادی خود را از دست بدهم و خود را در قید اسارت مردهای خوب دنیا در بیاورم تا چه رسد به این مرد (فتح اله خان) که می بایست شوهر من باشد، چونکه خدا می داند زن های ایرانی در خانه شوهر اسیرند».

بی بی مریم از حقوق سیاسی اجتماعی زنان بویژه حق مشارکت و نیز حق تصدی مشاغل مختلف از سوی زنان دفاع می کند و محروم شدن زنان از تصدی مشاغل دلخواه بویژه مشاغل حاکمیتی را زمینه ظلم به زنان و عقب نگه داشتن آنان می داند و می نویسد: «اگر ما [زنان] علم داشتیم، چرا می بایست زن های بیچاره ایرانی در گوشه خانه در بروی آنها بسته باشد؟ و از تمام عالم عقب بمانند؟ وقتی زن های اروپایی را می بینم این جور مردانه کار می کنند و این همه وجود آنها به درد وطن خود می خورد، به حدی افسوس می خورم، به حدی از حال طبیعی خارج می شوم که تمام عصب های من تیر می کشد. مثل اینکه می خواهم دیوانه شوم».

سردار مریم در نوشته های خود از محرومیت زنان از حق تحصیل و آموزش انتقاد می کند. وی علم آموزی و تحصیل زنان را به عنوان یکی از مطالبات و آرمانهای اجتماعی خود و اصلی ترین راه برون رفت از سیکل معیوب نقض حقوق زنان مطرح می کند و می نویسد: «تمام بدبختی‌های ما از خودمان می‌باشد، زیرا که نه علم داریم و نه حقوق خود را می‌دانیم، اگر ما هم بدانستیم که برای چه خلقت شدیم، البته در اطراف حقوق خود جان فشانی‌ها می‌کردیم. ما حالا فکر می‌کنیم فقط برای رفع شهوت مرد‌ها خلق شده‌ایم یا برای اسارت و کنیزی خلق شده‌ایم. ما می‌توانستیم برای حقوق انسانی خود به تمام ملل عالم تظلم بکنیم و حقوق خود را برقرار بکنیم. زیرا که امروز قرن بیستم می باشد و اصطلاح فرنگی ها عصر طلایی، امروز زن های اروپایی در تمام اداره جات دولتی و ملتی مقام بزرگی را دارا می باشند، کرسی وکالت را اشغال نمودند اما ما زن‌های ایرانی ابدا از عالم انسانیت خارجیم، خصوصا زن های بختیاری، باز خانم های شهری ارث از پدر و مادر یا شوهر می برند، ما زن های بختیاری تا در خانه پدریم یک مخارجی آن هم جزئی داریم وقتی که شوهر کردیم حق اینکه از مال پدر، خانه پدر اسمی ببریم نداریم. در خانه شوهر هم اگر خدمت ارباب خود که شوهر باشد، خوشبخت شدیم عزیز شدیم که برای رفع شهوت و عیش خود همه گونه اسباب راحت ما فراهم می باشد».

سردار مریم از برابری زنان و مردان دفاع می کند و از نقض تمامیت معنوی شخصیت زنان توسط فرایندهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی موجود انتقاد می کند. وی نقض «حق زن در انتخاب شریک زندگی» را نقض «حق مالکیت زنان بر بدن خویش» می داند و می نویسد: «ای زن بدبخت! ای زن ایرانی! ای مظلوم بدبخت! آیا تو مخلوق خدا نمی باشی؟ آیا تو نوع بشر نمی باشی؟ آیا تا کی باید مثل حیوان تو را خرید و فروش کنند، به خصوص زن بختیاری که هیچ مقامی را دارا نیست؟»

سردار مریم راه برون رفت از وضع موجود را خودآگاهی زنان و تلاش و مبارزه آنان برای دستیابی به حقوق و منزلت برابر می داند و می نویسد: «در ایران زن های بدبخت یا باید بزک بکنند، شبانه روز در فکر لباس و پودر و سرخاب باشند یا خیاطی و ریسمان تابیدن. کار بزرگ آن ها همین است. افسوس که وجود چندین [میلیون] زن در خاک ایران از عدم علم برای هیچ کس اهمیتی ندارد، کاری که به آن ها می دهند، ترشی، خیار، بادمجان انداختن می باشد».

مادر شهید راه آزادی ایران – شیرعلمیردان خان – از حق توسعه و برخورداری زنان و مردان از زندگی همراه با رفاه و آزادی دفاع می کند و می نویسد: «ای کاش، ما هم روزی خود را در سایه تمدن می دیدیم و پای خود را روی زمین تمدن می گذاشتیم، افسوس که می میرم و آن روز در ایران به خصوص در بختیاری نخواهم دید». و در جای دیگر، می نویسد: «اگر در عصر شما ایران وطن عزیز من و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی [شد] و قدم در راه خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید، از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایرانی است یادی بنمائید».

سردار مریم که در طول عمر سراسر مبارزه اش تلاش فراوانی برای زنان ایرانی و به خصوص زنان بختیاری کرده و ثروت اجدادی خود را در این راه مصرف کرده و حتی خانه مسکونی خود را برای ساختن مدرسه دخترانه رودابه (ایثاگان فعلی) در چهارراه قصر اصفهان وقف کرده است، از خداوند می خواهد به او قدرت بیشتری بدهد تا بتواند تأثیر بیشتری در فرایند احقاق حقوق زنان ایرانی داشته باشد. وی در این باره می نویسد: «آیا می شود از درگاه پادشاه حقیقت، قدرتی پیدا کنم که بتوانم به نوع خود خدمت کنم. خدایا! مگر زن بدبخت نمی تواند کار کند؟ آیا زن انسان نیست؟ خلقت او غیر از خلقت مرد می باشد؟».

بی بی مریم از عامل انگیزش در تشویق زنان برای مبارزه در راه دستیابی به حقوق و منزلت برابر استفاده کرده و می نویسد: «آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیده ام شما ای ایرانی های بدبخت آزادید؟ با کمال سرافرازی قدم های شمرده شمرده می زنید؟ به خصوص خانم های بدبخت که مثل اسیر در خانه شوهر از ترس روزی زندگانی می کنند، خصوصا زن های بختیاری که واقعا جانسوزی دارند، این بیچاره ها را داخل موجودات نمی دانند. امیدوارم به رحم و مروت خداوندگار که ترحمی در حق زن های ایرانی عموما و بختیاری خصوصا بنماید».

منابع:

بختیاری، مریم، خاطرات سردار مریم، انتشارات آنزان، چاپ اول، ۱۳۸۲

* دانشجوی دکترای حقوق

* کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی